محمد حسن خان اعتماد السلطنه
451
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
فروغ السلطنه ، جيران ( ص 38 - ص 14 چاپ اول ) جيران ملقبه به فروغ السلطنه از زنهاى بسيار محبوب شاه كه ظاهرا جاذبهء چشمان او بسيار قوى بود و همان نيز شاه را مجذوب وى ساخت و او هم از اين جذبه حداكثر استفاده نمود . بعلاوه در اصول زنانگى هم بسيار باهوش و در زندگى خيلى چالاك بود . با مهدعليا مادر ناصر الدين شاه ساخت و بر حرمخانهء شاهى حكمفرمائى يافت . دستگاه عظيمى براى او ترتيب داده شد ، حتى براى شكار . و گويند كه هنگام سوارى چكمه مىپوشيد و روبند را به دور سرش مىپيچيد و بر زين مىنشست و قوش مخصوص خود را بر دست مىنهاد و به شكار كبك در كوه و صحرا مىتاخت . پدر جيران روستائىزادهاى بود كه از تقرب دختر به شاه محمد على خان و حكمران شميران و ساوه شد ( خاطرات سياسى امين الدوله ، ص 68 ) . براى اينكه فرزند جيران به وليعهدى برسد ميرزا آقا خان نورى نسب او را به هلاكو خان مغول رساند و عجيب اينكه همين جيران از مخالفان ميرزا آقا خان بود و چون شاه از او حرفشنوى داشت مخالفت او هم مؤثر بود ( خاطرات سياسى امين الدوله ، ص 16 ) . جيران جوانمرگ شد و در 8 جمادى الثانيهء 1276 درگذشت و در حضرت عبد العظيم در راهروئى كه ميان ضريح و قبر ناصر الدين شاه است دفن شد و شاه هم آخرين دقايق حيات را در آنجا گذرانيد و جان داد . عفة السلطنه ( ص 38 - ص 15 چاپ اول ) دختر رضا قلى بيك پيشخدمت بهمن ميرزاى برادر محمد شاه كه در شب جمعه 18 محرم 1310 به و با درگذشت ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 948 ) . جلال الدوله ، سلطانحسين ميرزا ( ص 35 - ص 15 چاپ اول ) متولد سال 1269 كه در ده سالگى به وزارت و پيشكارى ميرزا محمد قوام الدوله به حكومت اصفهان منصوب شد . در 1281 با پيشكارى طهماسب ميرزا مؤيد الدوله به حكمرانى خراسان انتخاب شد و در 1285 از پدر خود در مشهد پذيرائى كرد و در همان سال به بيمارى و با درگذشت و پسرى از او ماند به نام مهديقلى ميرزا .